با ما ارتباط برقرار کن

یادداشت و تحلیل

دخترم مگر سهند غرق شد، سبلان را به آب ننداختند؟

هانیه فخاری

منتشر شده

روی

انقدر صاف و اتو کشیده میپوشد، راه میرود، رفتار میکند و حتی نفس میکشد که اصلا انگار نه انگار که سالهاست بازنشسته شده و نظامی نیست.

اکثر اوقات با لبخندی بر صورت رنگ و رو رفته بدون ریش و سبیلش، با پیرهن سفید آستین کوتاه به تن که آغشته به عطرهای تند عربی است و صندل های مشکی عربی به پا، برای گرفتن فیش حقوقی بازنشستگی به دفتر محل کارم می آید.

دستهای بزرگش را ضربدری روی سینه میگذارد و به شکل احترام قامت بلندش را کمی خم میکند و میگوید: سلام.

تا آماده شدن فیش و حتی بعد از گرفتنش مینشیند و با بچه های دفتر خوش و بش می کند.

از هر دری می گوید. از گرانی سرسام آور این روزها تا مدل موی خنده دار این یارو “کیم جونگ اون”. از حماقت های بی پایان ترامپ دل خوشی ندارد و حال دنیا را هیچ زمانی انقدر بد ندیده. حتی به نظرش خیلی بدتر از حال آن روز خودش است که از تب و لرز زیاد در رختخواب افتاد و از اعزام با ناوچه سهند جا ماند.

دو کلمه “ناوچه سهند” نقطه پرشور و حس و حال حرفهای آقای ب. قشمی است.

همیشه بعد از گفتن این دو کلمه، چند ثانیه ای میان کلماتش، سکوت چمباتمه میزند. بعد با چشمانی اشک زده میخندد و با حالتی پر از شیطنت بچه گانه میگوید: خیلی هم بد موقع تب نکردم ها. اگر رفته بودم بی پدر و مادرهای بعثی، بی برو برگرد شهیدم میکردند. آن وقت تو به من بگو کی هر ماه به بهانه گرفتن این کاغذ حقوق چندرغازی ارتشش به اینجا می آمد و برای شما آنقدر پرچانگی میکرد که سرتان را از حال ببرد؟ و بعد به کاغذ فیش در دستش اشاره می کند و میخندد. تمام دندانهایش میریزند بیرون.

نگاهشان میکنم. هر دو ردیف بالا و پایین تمیزند و سفید. و مهم تر اینکه عاریه نیستند. زیر لب میگویم: ماشالله. انگشت اشاره ام را خم میکنم و با امید به اینکه ام دی اف هم به خوبی چوب از پس مقابله با چشم زخم بر بیاید، یک تقه ی کوچک به میز ام دی اف جلویم میزنم و میگویم: از جا ماندنتان از اعزام با ناوچه سهند در زمان جنگ و شهادت همکاری که به جای شما به دریا میرود، گفته اید. یکبار هم از نیوی شدنتان بگویید. خیلی برایم سوال است.آخر درآمد کاسبی و تجارت در بازار قشم و درگهان کجا و به قول خودتان این حقوق چندرغازی نیروی دریایی کجا؟

در حال عقب و جلو بردن کاغذ فیش حقوقی اش بود تا اینکه بالاخره ته مانده سوی چشمانش، عین شکارچی اعداد نوشته شده روی فیش را شکار کرد. به محض خوانا شدن اعداد، با همان فاصله از چشمانش کاغذ را ثابت نگه داشت و بعد از دیدن مبلغ حقوقش، سری به حالت تاسف تکان داد و با حالتی که انگار میخواهد چیزی را در کله ام یکبار برای همیشه فرو کند، خیلی شمرده شمرده گفت: “یک افسر جوان نیوی لباس پوشیده از صد تا کارمند بانک هم کیا و بیایش بیشتر بود.”

اطرافش را زیرچشمی می پاید، دستش را میگیرد جلوی دهانش که فقط من حرکت لبهایش را ببینم و صدایش را بشنوم. خیلی آرام و با چشمکی میگوید: دخترها برای نیوی ها و لباس های یکدست سفیدشان با آن دستمال گردن های جا داده در یخه جان میدادند. خاطر هیچ بازاری مثل یک نیوی برای دخترها عزیز نبود.

 

هر دو میخندیم.

بعد با حالتی فخر فروشانه، باصدایی بلندتر از معمول طوری که جلب توجه کند رو به من گفت” اسم من در قبولیهای آزمون استخدامی بانک ملی هم بود. اما گفتم الا و بالله فقط نیرو دریایی.”

با لحنی پر از شیطنت و با حالت اعتراض گفتم:آقای قشمی! گفتید الا و بالله نیرو دریایی یا گفت الا و بالله نیرو دریایی؟

خندید و دوباره مکث کرد.

از آن مکث هایی که همیشه بعد از گفتن “ناوچه سهند” در جملاتش از او انتظار میرفت.

اما کمی سریعتر از مکثهای “ناوچه سهندی” اش، خودش را جمع و جور کرد و گفت: قسمت هم نبودیم. قرارمان بود بعد از پوشیدن لباس نظام و گرفتن اولین فیش حقوقی خواستگاریش کنم که نشد. به هر دری هم زدیم نشد که نشد. منطقی از سر راه هم کشیدیم کنار.

دوباره مشغول عقب و جلو کردن کاغذ فیشش شد.

به دستهای بزرگ چروکیده اش با ترحم نگاه میکردم.

به این فکر میکردم که چطور سی سال، هر روز صبح این دستها دکمه های طلایی لباس سفیدی را میبستند که در حسرت اتو شدن توسط آن دختر صدها هزار بار خودشان را به چروکی زده اند.

با این اوصاف به نظرم او سی سال نه، صد سال به نیرو دریایی خدمت کرده بود. هر روز لباسی را به یاد کسی بر تن کردن و او را نداشتن به نظرم مثل این میمانست که آدم هر روز صبح خودش با دستهای خودش سر “ناوچه سهند”ش را زیر آب کند.

کاغذ فیش را گرفت سمتم و پرسید: بی انصافی نیست؟ نوشته حق تاهل و همسر: ۱۰۰ هزار تومن. چطور دلشان می آید بابت عزیز دل این پیرمرد همه اش صد تومان به فیش حقوقی ام اضافه کنند؟

با تعجب نگاهش کردم. مانده بودم چه بگویم؟ انگار با ذغال روی تمام افکار چند ثانیه گذشته ام خط بطلان کشیده بود. پس همه این سالها دلش را جایی گرم کرده بود. متوجه نگاهم شد.

خندید و گفت: دخترم مگر “سهند” غرق شد، “سبلان” را به آب ننداختند؟

اگر آن دختر که برای لباس نیوی ام جان میداد، قسمتم نشد. در عوض دختر دایی، داشتم که ماهها بعد فهمیدم برای آن لباس و پسرعمه ای که صاحبشان بود میمرد. با این اوصاف چرا باید اجازه میدادم دختر دیگری حظ مرا ببرد؟

از این بابت است که میگویم حالا حیف نیست بعد از اینهمه سال حق همسری “سبلان” عزیز مرا با بی انصافی صد هزار تومان برآورد کرده اند؟

خندیدیم.

 

ادامه ی خواندن

یادداشت و تحلیل

امید دوباره

منتشر شده

روی

دولت‌ها و مسئولان مختلفی آمدند و رفتند ولی بندرعباسی ها همچنان منتظر وعده ای هستند که با سلامت شان پیوند دارد . وعده ای که مشکلاتش انگار چونان زنجیره بهم متصل هستند .ترمیم شبکه فاضلاب در صورتی محقق می شود که بافت فرسوده احیا گردد ، احیای بافت فرسوده منوط به تامین مسکن ساکنان این مناطق است .پساب آلوده صنایع معطل تصفیه‌خانه و تصفیه‌خانه چشم‌به‌راه بازسازی از سوی شرکت توسعه زیرساخت خلیج‌فارس می باشد . در واقع دهه هاست که مردم شهر بندرعباس از معضل بزرگی بنام فاضلاب رنج می برند . فعالان محیط زیستی و رسانه ها نیز به کرات روی این موضوع حساسیت هایی را نشان داده اند ،هشدار مدیرکل محیط زیست استان مبنی بر ورود فوری و حل مشکل فاضلاب ، ورود دستگاه قضایی ، و توجه ویژه استاندار به این مسئله موجب شد تا دغدغه مهم مردم به طور جدی مورد توجه واقع شود .و ماحصل نشست های مکرر و تعامل همه دستگاهها این شد که شرکت زیر ساخت متشکل از شرکت فولاد هرمزگان جنوب، گروه سرمایه گذاری ارزش (مادکوش)، ایمیدرو، صبافولاد خلیج فارس، شرکت ملی صنایع مس ایران، پالایشگاه نفت بندرعباس،منطقه ویژه خلیج فارس، شرکت ملی فولاد ایران و ستاره سیمین هرمز به عنوان سهامداران شرکت پای کار بیایند . ناگفته نماند که در سال ۱۳۹۴شرکت آبفا پیمانکار پروژه را معرفی نمود و مقرر شده بود که تا پایان سال ۱۳۹۶این طرح به بهره برداری برسد حتی دو سال دیگر هم فرصت داده شد اما در نهایت پیمانکار خلع ید شد به گفته مدیرعامل آبفای استان با انتقال قرارداد سرمایه گذاری شرکت «ژرف کار جم» به شرکت جدید، طرح ارتقا و بازسازی تصفیه خانه فاضلاب بندرعباس، تصفیه و بازچرخانی پساب و اجرای خط انتقال پساب جهت استفاده مجدد در صنایع غرب توسط سهامداران شرکت زیر ساخت اجرا می‌شود. و شرکت زیر ساخت با جدیت درپی سامان بخشیدن به مسئله مهمی است که دیگر ادامه آن قابل تحمل نیست .

فاضلاب شهر بندرعباس که از چندین نقطه از جمله «خور (آبراه) گورسوزان»، «شیلات»، «سورو»، «سنگ کن»، «دوهزار» و «کپشکن»و نقاط دیگر شهر (حدود ۴۰نقطه) سرازیر دریا می‌شود؛ می تواندتهدید کننده جدی سلامت مردم ، نابود کننده محیط زیست دریایی ، و تبدیل کننده سواحل بندرعباس به آلوده ترین سواحل جهان باشد .درحالیکه همین امروز هم کدری آب دریا ، رشدفزاینده جلبکی ، سخنان چندی قبل مدیر عامل آب فاضلاب هرمزگان مبنی بر عدم تحقق این طرح در موعد مقرر نگرانی های جدی را دوباره ایجاد نمود اما خبرهای خوش استاندار هرمزگان در بازدید روزهای پایانی تیرماه از روند فعالیت ها دوباره امید را در دل مردم و علاقه مندان محیط زیست ایجاد کرد. فریدون همتی معتقد است کیفیت پساب ورودی به دریا از ۳۵۶به ۱۷۰رسیده، نخستین هدف ما حل معضل ورود پساب دریا به منطقه شهری است که قرار است در یک پروسه شش ماهه تمام شود و سپس انتقال آن به سمت صنایع غرب بندرعباس و منطقه ویژه اقتصادی در دستور کار قرارگیرد . او با انتقاد از عملکرد آبفا افزود : آب و فاضلاب نه خود توانایی اجرا داشت و نه سرمایه گذاری که انتخاب کرده بود و اگر به همان منوال پیش می رفتیم حداقل چهار یا پنج سال دیگر درگیر همان مسئله بود و وزارت نیرو هم چنین منابع مالی و امکانات برای اجرای این پروژه نداشت؛ بنابراین می‌توانستیم این پروژه را انجام ندهیم و مردم همچنان در عذاب باشند اما این کار به لطف خدا در مسیر درستی قرار گرفته است. در مجموع با اجرای طرح، یک تهدید شهری و محیط زیستی به یک فرصت بسیار خوب و تاثیرگذار در تمام ابعاد آن تبدیل می شود که امیدواریم با دعای خیر مردم هر چه زودتر بتوانیم این کار را به پایان برسانیم.

در واقع طرح تصفیه و انتقال پساب فاضلاب بندرعباس جهت استفاده در صنایع می تواند به عنوان ماندگارترین فعالیت اقتصادی و البته اجتماعی در استان به ویژه بندرعباس باشد . به این ترتیب امیدواریم در شش ماه آینده شاهد پایان ورود ۷۰۰لیتر فاضلاب در ثانیه به دریا باشیم و با انتقال آن به صنایع از هدر رفت منابع آبی جلوگیری شود .

ادامه ی خواندن

اجتماعی

رانندگان اتوبوس و تاکسی، قربانیان یک بام و دوهوای مسئولین درمانی

منتشر شده

روی

یادداشت؛یعقوب دبیری نژاد:در حالی که تزریق واکسن کرونا به اقشار مختلف جامعه در حال فراگیر شدن است، رانندگان بخش حمل و نقل عمومی بعنوان یکی از پرخطر ترین شغل های در معرض قرارگیری ویروس کرونا همچنان مظلومانه در آتش کرونا در حال سوختن ایستاده اند.

صبح امروز خبرگزاری ها از قول کیانوش جهانپور سخنگوی سازمان غذا ودارو بلاخره خبر باز شدن سامانه ثبت نام واکسن برای رانندگان اتوبوس و تاکسی شهری را منتشر نمودند و نور امید را در جان بی رمق رانندگان زنده نمودند، اما ظاهرا این قشر که از اولین روزهای شیوع کرونا ، علاوه بر معیشت و درآمد که سلامت و جان خودشان را نیز از دست دادند حالا باید در یک بام و دو هوای شو آف های تبلیغاتی مسئولین بهداشتی دست و پا بزنند. چرا که علی رغم انتشار خبر تزریق واکسن به رانندگان، در سامانه خبری از این امر نیست و کسی هم قصد ندارد تکلیف این قشر مظلوم را مشخص نمایند.

روابط عمومی دانشگاه علوم پزشکی هرمزگان نیز که این روزها سنگین ترین فعالیتش اعلام آمار کشته شدگان کرونا است، کمافی السابق پاسخگو نیست.

ظاهراً مسئولین بهداشتی فراموش کرده اند که در پی تدبیر آنها، افراد مبتلا به کرونا باید یا در قرنطینه بمانند و یا خودشان در به در به دنبال دارو ،کپسول اکسیژن و ویزیت پزشک و . . . بروند. فقط اگر یک درصد از این ترددها با ناوگان حمل و نقل عمومی انجام شود میزان آسیب پذیری رانندگان تاکسی و اتوبوس مشخص خواهد شد.

مدیران فعلی بهداشت و درمان کشور که میراث دولت تدبیر و امید هستند، برای جا خوش کردن در قلب دولت جدید بهتر است به جای انتشار اخبار کذب، ضمن عذرخواهی از تاخیر در تزریق واکسن رانندگان بخش حمل و نقل عمومی هرچه سریعتر نسبت به این مهم اقدام نمایند تا در این آخرین روزهای تکیه بر مسند ریاست، شاید مشمول حلالیت اقشار آسیب دیده از بی تدبیری ها گردند./ دریا

ادامه ی خواندن

یادداشت و تحلیل

لزوم تغییر سبک زندگی پس از ابتلا به کووید شدید

منتشر شده

روی

موسی جاودان، رییس مرکز بهداشت، درمان و مشاوره دانشگاه هرمزگان؛ یکی از مهمترین دلایل راز بقا بشر در کره زمین انطباق با شرایط پیش رو و پذیرش سبک جدیدزندگی در تمام دورها و اعصار زندگی بشر در طول تاریخ بوده است.  بشر به کمک نیروی اندیشه و یادگیری، زندگی خود در طول تاریخ برای پیشرفت های بعدی پیش برده است. برای مثال، هنگامی که احساس کرد در خطر شکار شدن توسط موجودات درنده هست، جایی را انتخاب ­کرد که از گزند حیوانات درنده در امان بماند. اما از طرف دیگر، حوادث طبیعی از جمله طوفان، باران­های سیل­آسا، رعد و برق و تغییرات ناگهانی آب و هوایی موجب آسیب رسانی به شیوه زندگی جنگل نشینی انسان نخستین می­شد و بسیاری از آنان بر اثر این حوادث جان خود را از دست می­دادند­. مشاهده صحنه های این حوادث باز هم او را به این فکر فرو برد تا چاره­ای برای حل مسأله بیابد.

پس از یک تجربه­ ی طولانی از زندگی جنگل نشینی به این نتیجه رسید که می­ باید برای حفظ جان خود، به کوه­ ها و سپس به غارها پناه ببرد.بتدریج و در گذر زمان، شیوه زندگی انسان رو به تغییر و تحول نهاد و از جنگل­ نشینی به غارنشینی سوق پیدا ­کرد. سبک غارنشینی تأثیر زیادی بر شیوه زندگی، رفتاری و ارتباطی او با همنوعان و طبیعت داشت. انسان از شرایط انتخابی خود خوشحال بود، زیرا از شر حیوانات درنده، رعد و برق، صاعقه و طوفان تا حدودی در امان می­ماند. غارنشینی به او کمک کرد از بلاها و مصبیت­ های بسیاری دور باشد تا بتواند با تمرکز بیشتری فکرکند و دوره جدیدی از تکامل را برای خود به ارمغان آورد به طوری که شیوه تغذیه و نوع زندگی­اش را تغییر داد. از فرصت­های پیش آمده در غار برای اندیشیدن، چگونگی سازگاری با شرایط جدید، تلاش و تفکر برای ساختن ابزار و سلاحی برای شکار و دفاع بهتر از خود و ترسیم نقش راه آینده خود استفاده کرد.

به عنوان مثال، انسان پی برد که ایامی از سال میوه ­ها و سایر خوردنی­ ها فراوان است و در فصل­ های دیگری کمیاب می­ شوند. لذا، با ذخیره آن­ها توانست به خود و خانواده کمک مؤثری بنماید و زندگی بهتری داشته باشند. غارنشینی سبک زندگی او را تا حدودی تغییر داد؛ به طوری شیوه تغذیه او به علت دور شدن از جنگل از گیاه­ خواری به گوشت­ خواری تبدیل شد که برای موفقیت در این امر می باید از برآیند هوش، تجربه و یادگیری خود بدرستی بهره لازم را ببرد.

می توان گفت بشر در طول تاریخ با بلاها، بیماری­ها، جنگ ها، حوادث طبیعی، ویروس­ها و آسیب­های فراوانی روبرو بوده است که پس از رهایی از آن می باید سبک و شیوه جدیدی از زندگی را انتخاب کند و بتدریج با آن سازگار شود. در غیر این صورت ممکن است انسان اسیر گرفتاری­های فکری، اختلالات روانی، ذهنی و شخصیتی گردد که مدتی بعد رهایی از آن ممکن است امکان پذیر نباشد و تا پایان عمر گریبانگیر او باشد. در شرایط تاریخی، فرهنگی-اجتماعی و اقتصادی فعلی بسیاری از مردم با مشکلات اقتصادی، فقر، بیکاری، تورم و احساس نگرانی حاصل از این شرایط دسته و پنجه نرم می کردند که ناگهان کووید ۱۹ از راه رسید تا بار فضای اضطراب و فشار روانی را دو چندان کند. هر چند اکثریت قریب به اتفاق مردم منشورها بهداشتی را رعایت می کنند ولی علی رغم حفاظت و مراقبت از خود ناگهان متوجه می شوند که آلوده به نوع ویروس خطرناک شده اند. این شوک ناگهانی در برابر ویروس خطرناک فشار روانی و ذهنی زیادی را بر آن ها تحمیل می کند. در این میان درصدی از مردم به علت شدت بیماری روزهای سخت و پر تنشی را تجربه می کنند. این دسته از مبتلا شدگان پس از رهایی از  بیماری ممکن است اثرات حاصل از فشارها و اضطراب ابتلا به این بیماری روزها، ماه ها و حتی سال ها باقی بماند و زندگی آن ها را تحت تأثیر خودش قرار دهد. یکی از مهمترین راهکارهای لازم پس از ترخیص از بیمارستان و تخفیف بیماری پذیرش سبک زندگی جدید پس از رهایی از چنگال این ویروس پر خطر است. برای مثال ورزشکار حرفه ای، مدیر یک سازمان و شرکت، یک تاجر، کشاورز، کاسب و کارگری که قبل از ابتلا به این بیماری بسیار فعال، اجتماعی سرزنده، پایبند به نظم و برنامه ریزی بوده اند ممکن است به علت شدت این بیماری مجبور باشند مدتی کوتاه یا بلندی از کلیه فعالیت های قبلی خود دست بکشند و فقط به فکر احیای سلامتی خود باشند که پذیرش این شیوه زندگی با سبک قبلی کاملا با هم متفاوت هستند. راکد ماندگی و منع از فعالیت هایی قبلی حتی کوتاه مدت ممکن است باعث احساس کسالت، نگرانی، یأس و دلهره را به دنبال داشته باشد. لذا برای کاهش بار روانی وضعیت موجود بهتر است از گفتن و انجام این اعمال و نگرش ها به شدت پرهیز کنیم:

باخود نگوییم از زندگی عقب افتادم،

برنامه هایم به هم ریخت

دیگر جبران آن امکان ندارد

وام هایم عقب افتاده است

نزدیک بود بمیرم

شانس آوردم

از اهدافم باز ماندم

چقدر بدشانسم و آخه چرا من

در عوض  به انجام این رفتارها بپردازیم:

۱-به توصیه های پزشک معالج توجه کنیم

۲-امیدوارباشیم که بتدریج حالمان بهتر خواهد شد و دوباره به روال عادی زندگی باز می گردیم

۳- اطرافیان نباید بگویند حالت خیلی بحرانی بود، هنوز عمر داشتی. نباید راجع به آن روزهای سخت بیمار چندان صحبتی بشود

۳- آب و مایعات فراوان بنوشیم.

۴-حد اقل در روز یک بار دم نوش­های گیاهی آرامبخش مانند لیموگرس و دارای خواص آنتی بیوتیک مانند آویشن  بنوشیم

۵-به موسیقی بی کلام گوش دهیم

۶- اگر فردی مذهبی هستیم بخشی از وقتمان به امور مذهبی اختصاص دهیم

۷-فایل کتاب های صوتی مورد علاقه مان و فایل صوتی کتاب های انرژی بخش و امید دهنده مانند قدرت تفکر: ژوزف مورفی، معجزه شکر گزاری: راندا برن  و.. را گوش کنیم

۸-بخش از وقت خود را به دیدن برنامه های طنز، مستند، علمی و مورد علاقه شغلی و علمی خود اختصاص دهیم

۹- زمان خود را تا رهاشدگی از بیماری باید مدیریت و برنامه ریزی نمائیم؛ چرا که ممکن است عدم مدیریت زمان فراغت باعث افزایش اضطراب و فشارهای روانی را به دنبال داشته باشد. افزایش فشارهای روانی موجب تضعیف سیستم ایمنی دفاعی بدنی می شود.

۱۰- سعی کنیم به جای شیرینی و چربی بیشتر از میوه و سبزی استفاده کنیم. استفاده زیاد از چربی و شیرینی به خاطر کم تحرکی موجب اندوخته شدن این مواد در کبد می شود و به علت ذخیره بیش از حد این مواد به کبد آسیب می رسد. در مقابل میوه ها و سیزیجات باعث کمک به تجزیه این مواد و کاهش بار کبد می گردد.

۱۱-اگر احساس می کنیم تا این جای زندگی مبتلا به عادت بدی بوده ایم، مثلا زود عصبانی می شویم سعی کنیم  در این فرصت از طریق کسب اطلاعات و راهنمایی درست به اصلاح رفتار خود بپردازیم. برای مثال، پیوسته به خود تلقین کنیم که ما فردی آرام هستیم تا بتدریج ویژگی جدید جایگزین رفتار گذشته گردد.

 

خواهان سعادتمندی و سلامتی شما

ادامه ی خواندن
آگهی
آگهی

پر بازدیدها