×

منوی بالا

منوی اصلی

دسترسی سریع

اخبار سایت

اخبار ویژه

امروز : یکشنبه, ۲۳ مرداد , ۱۴۰۱  .::.   برابر با : Sunday, 14 August , 2022  .::.  اخبار منتشر شده : 9 خبر
مطبوعات هرمزگان تا پايان زندگی

اين روزها فضاي اجتماعي بخاطر شرايط اقتصادي حال خوبي ندارد .مطبوعات هم از اين قاعده مستثني نيستند در همین رابطه یادداشتی را که در ادامه متن آمده است با هم می‌خوانیم

غلامعباس شمس الديني

اين روزها فضاي اجتماعي بخاطر شرايط اقتصادي حال خوبي ندارد .مطبوعات هم از اين قاعده مستثني نيستند . اگرجامعه در کوتاه مدت دچار اين معضل شده ، اما مطبوعات استان بيش از  ۵سال با ناخوشي و ناخوش احوالي دست و پنجه نرم ميکند . انگار کسي نمي خواهد به فکر درمانش باشد . يا شايد تفکري پشت آن نهفته که معتقد است فقط بايد مرداک گونه عمل کرد .قصه پرغصه مطبوعات هرمزگان تمامي ندارد . تصور بر اين است که مطبوعات هرمزگان بيش از حد خوي هرمزگاني دارند . هرمزگاني ها را به حجب و حيا و خونگرمي مي شناسند . مطبوعاتمان هم با همين حجب و حيا روزهاي آخر حيات را سپري مي کنند . اجازه مي خواهم همزمان با آغاز هفته خبرنگار داستان پردرد مطبوعات هرمزگان را تقديم دارم . شايد وجدانهاي فروخفته بيدار شوند . تقريبا سال ۱۳۸۰با نشريه بارز يا همان سفير جنوب رسما وارد فعاليت شدم در فضايي که مديران دولتي اش به قدرت رسانه ايمان داشتند . و مردمش روزنامه خوان بودند . انتشار نشريه پروسه اي عجيب داشت . خبرگزاريها اينقدر زياد نبودند و فضاي مجازي هم نبود که کمک حالمان باشد . فاکس يا همان دور نما شده بود فرشته نجات نشريات .خبرها از جاي جاي استان ميرسيد و مجموعه همکاران بايد خبر دريافتي را ويرايش مي کردند . تايپيست ها دست بکار مي شدند .بعد از تايپ صفحه بندي و درنهايت بايد سي دي نشريه در ساعت مشخص به فرودگاه مي رسيد . گاه شب تا سپيده دم همکاران مشغول کار بودند و ساعت شش صبح سي دي  با اولين پرواز ارسال مي شد . پيک موتوري يا نماينده چاپخانه سي دي را دريافت مي کرد هنوز دوساعتي آرام نگرفته بوديم که تماس با پيش شماره ۰۲۱خوابمان را به روياي وحشتناک بدل مي کرد .دقيقا پيش بيني درست بود . چاپخانه اعلام مي کرد که سي دي باز نشده و شما دوباره بايد با اولين پرواز  سي دي را ارسال مي کرديد . اين پروسه تا چاپ و رسيدن روي دکه سه روز طول مي کشيد . اما عشق بود . حمايت مي شد . مخاطب داشتيم .روزي از بازار تره بار بندرعباس سبزي خريدم از قضا آنرا لاي نشريه خودمان پيچيد با بغض گفتم بي انصاف ميداني براي اين نشريه چقدر خواب بيداري کشيديم که شما به اين راحتي آنرا پاره مي کنيد . لبخندي زد گفت : بفرما آنرا ببرم تو موزه نگهدارم . اين روزنامه باطله است آقاجان اينهمه تعصب نداشته باش . روزنامه ها و نشريات اندک بودند اما تنوع داشتند چون اخبار توليدي بود . دغدغه چاپ نبود چون دولت سهميه کاغذ را تمام و کمال مي داد .مرجوعي ها خيلي اندک بود چون مخاطب گاها براي دريافت روزنامه صف مي کشيد . قيمت ۵۰توماني آنقدر کافي بود که نگران انتشار شماره بعد نباشيم . دفاتر نمايندگي نشريات در شهرستانها پناه و حامي مردمي بودند که گاها در ادارات با مشکل روبرو مي شدند . محال بود مديري با تماس مسئول نمايندگي نشريه پيرامون مشکلات مردم طفره برود . ولي حالا به چه روزي افتاده ايم ؟ چرا مطبوعات به سخت ترين شرايط در تاريخ ۴۰ساله انقلاب اسلامي دچار شده اند ؟ ماجراي غمبار نشريات از کي آغاز شد؟ آيا به آينده اميدي هست ؟ بناي تبعيض بين رسانه ها از دولت نهم و دهم گذاشته شد .جوانفکر مشاور رسانه اي رئيس جمهور وقت به صراحت گفت آگهي دولتي  نشرياتي که شمشير را از رو بسته اند قطع خواهد شد . در همين استان هرمزگان معاون استاندار وقت نامه اي به برخي دستگاهها ارسال و نام نشرياتي را ذکر کرد که ممنوع الاگهي شدند. سنگ بناي تضعيف مطبوعات هرمزگان را بايد از آنجا دانست . با استقرار دولت يازدهم و شعار تدبير و اميد رسانه ها و بخصوص مطبوعات چاپي اميدوار شدند که در سياستگذاريها ، رسانه ها اهميت دوچندان يابند . اما متاسفانه وزارت فرهنگ و ارشاد دولت يازدهم سياستي عجيب و غريب را در مواجهه با رسانه ها در پيش گرفت .  اعطاي مجوزهاي فله اي فقط تعداد نشريات را به لحاظ کمي افزايش داد و راه را براي نابودي مطبوعات ريشه دار هموار کرد . چرا در يک رقابت نابرابر آنکه توان مالي بيشتري داشت وضع را به نفع خود تغيير داد . در اين بين امثال بابک زنجاني و صاحبان قدرت و ثروت صاحب رسانه شدند و اهالي واقعي رسانه از گردونه به کنار رفتند . طبيعتا دولت کارهايي را براي حمايت از مطبوعات برداشت اما اين حمايت ها در سايه زد و بندهاي مديران استاني ره بجايي نبرد .سامانه توزيع آگهي ها هم ريشه خبرنگاران و فعالان اين عرصه را زد و مطبوعات محلي و نمايندگان روزنامه هاي سراسري در استانها را از اين عرصه حذف کرد . تغييرات پي در پي ارز و گران شدن کاغذ  و ادوات چاپ مزيدبر علت شد و البته در هرمزگان وضع بغرنج تر از ساير استانهاست . برخي فضاي مجازي را مقصر اين اتفاقات مي دانند درحالي که فضاي مجازي در بروز اين اتفاقات کمترين نقش را داشته است و بايد سه علت عمده را در بروز وضع نگران کننده دخيل دانست :

۱- سياست نادرست و نامقبول مديران بدون نظر خواهي از فعالان و کارشناسان اين عرصه

۲- زياده خواهي و زد وبندهايي که عده اي معلوم الحال که نمي خواهند رسانه از يد اختيارشان خارج شود به عبارت روشنتر پدر خوانده ها يي که هنوز در دوران کدخدا گري وپدرسالاري را از پس زمينه افکار شومشان خارج نکرده اند

۳- فاصله زياد جامعه با مطبوعات و رسانه ها به عبارتي هرکدام راه خود را مي روند بي آنکه متوجه رابطه و اهميت يکديگر باشند . قطعا فضاي مجازي در اين فاصله اثرگذار است امااگر رابطه مثل گذشته مستحکم بود ورسانه ها براي مردم توليد محتوا مي کردند و بر اساس سلايق جامعه گام بر ميداشتند امروز وضع مخاطب اينگونه نبود

بسيار نگران کننده است که از ۴۰۰فعال رسانه اي در استان امروزه کمتر از ۱۵۰نفر فعاليت دارند و اين يعني مطبوعات به پايان زندگي خود رسيده اند . آنهم در استاني که درآمدش ۸استان را اداره مي کند ، پايتخت اقتصادي ايران لقب گرفته و ميلياردها تومان در اقتصادش چرخش دارد . بنظر مي رسد عزمي براي حل مشکل مطبوعات استان وجود ندارد اگر چنين بود مطمئنا روزگار ما چنين نبود . اميدواريم هرگز شاهد پايان زندگي و حيات مطبوعات هرمزگان نباشيم چرا که اين فاجعه در تاريخ ۴۰ساله جمهوري اسلامي يک رکورد محسوب مي گردد.

برچسب ها :