با ما ارتباط برقرار کن

یادداشت و تحلیل

راستي آزمايي استخدام بومي در صنايع

منتشر شده

روی

مرتضي کناريزاده

وکيل پايه يک دادگستري

چندي پيش آگهي استخدام يک شرکت نفتي در بندرعباس جهت استخدام قريب به ۳۱۰ نفر مرد را در يکي از نشريات محلي ديدم، ابتدا خيلي خوشحال کننده بود که اين شرکت در راستاي استخدام و کاهش بيکاران فارغ‌التحصيل يک گام جدي برداشته است.

ولي دو نکته توجه بنده را به خود جلب کرد، اولين نکته فقدان اولويت استخدامي براي فارغ التحصيلان بومي و ديگري فقدان ذکر هيچ شغل و يا نقشي براي بانوان تحصيل کرده در رشته‌هاي ذکر شده در آگهي بود.

بديهي است که تلاش مسؤولين شرکت نفتي و استاندار دلسوز و نمايندگان محترم مردم جهت ايجاد اشتغال و جذب نيروهاي بومي به عنوان مطالبه جدي مردم هرمزگان، در اين مدت قابل تحسين است؛ اما يک ثمره عملي و ملموس  اين تلاش‌ها بايد در کاهش آمار فارغ التحصيلان بومي و احساس رضايت  آنان آشکار شود.

نگارنده به عنوان وکيل دادگستري و مدافع حقوق اجتماعي مردم و عضو کوچکي از جامعه  تحصيل کرده هرمزگان در قبال يکسري کنش‌هاي اجتماعي و آزار دهنده ناگزير به واکنش منطقي واصولي هستم.

در اين موضوع  چند مقوله نيازمند واکاوي است:

۱-نقش صنايع استان در جذب نيرو هاي بومي

۲-جايگاه بانوان درفرايند جذب نيرو

۳- نقش نهاهاي ناظر بر راستي آزمايي در حوزه استخدام نيروهاي بومي

۱-نقش صنايع در هرمزگان در جذب نيرو هاي بومي و اشتغال‌زايي و يا کاهش نيروهاي تحصيل کرده بيکار يکي از شعارهاي تبليغاتي نمايندگان مردم در مجلس شوراي اسلامي است؛ اگر چه وضع معضل بيکاري نيازمند يک عزم ملي است و ناتواني در آن هم به يک بحران اجتماعي تبديل خواهد شد.

وليکن ايجاد اشتغال در استان هرمزگان که داراي پتانسيل لازم جهت ايجاد صنايع و با وجود داشتن داشتن بنگاه‌هاي اقتصادي مهم نظير آلومينيوم المهدي و شرکت نفت ستاره و شرکت پالايش نفت بندرعباس، اسکله شهيد رجايي و ساير شرکت‌هاي صنعتي و… .

لاجرم مي‌بايست آمار بيکاري بسيار پايين در حد نيروهاي کارگري و … باشد، فارغ‌التحصيلان دانشگاهي ما از دانشگاه‌هاي بنام حتي شريف و … به گناه نجابت در حال قرباني شدن هستند.

از شرکت‌هاي حاضر در بندرعباس نظير پالايشگاه نفت بندرعباس  و شرکت ستاره خليج‌فارس انتظار بيشتري مي‌رود که در روند جذب نيروهاي تحصيل‌کرده نقش فعال داشته باشند.

تقريبا يکسال پيش بود که استاندار محترم هرمزگان در اولين نشست خبري خود در مورخه ۹۶/۲۲/۷ اظهار نموده است که اولويت اشتغال در صنايع استان هرمزگان با نيروهاي بومي محلي است که در اين موضوع بايد با توجه به نيازهاي استان، آموزش و مهارت آموزي داشته باشيم و بهانه نداشتن نيرو در زمينه‌هاي مختلف را سلب کنيم. ايشان اظهار داشتند که همه صنايع بايد در خدمت مردم قرار بگيرد و اين سازگاري را بايد با کمک هم بوجود آوريم؛ مضاف بر آن معاون سياسي، امنيتي و اجتماعي استاندار هرمزگان نيز در مورخه ۹۷/۵/۲۱ در گفتگو با خبرگزاري جمهوري اسلامي ( استان هرمزگان) بيان نموده است که جذب نيروهاي بومي بايد در اولويت تامين نيروهاي انساني بنگاه‌هاي اقتصادي فعال در استان هرمزگان باشد.

آقاي اکرمي همچنين گفته است که بايد بنگاه‌هاي اقتصادي به منظور تأمين نيروي انساني در تمامي استخدام‌ها و انتصاب‌ها با هماهنگي اداره کل تعاون، کار و رفاه اجتماعي استان اقدام کنند و از نيروهاي بومي هرمزگان استفاده کنند.

ايشان به درستي مزاياي استخدام نيروهاي بومي را از جمله نداشتن مسئله اسکان، دوري از خانواده و تردد بين شهري را برشمرده است که در حقيقت يک تحليل اقتصادي صحيح در تأمين نيروي انساني و استفاده بهينه از منابع استراتژيک در يک منطقه است.

آقاي احمد مرادي يکي از نمايندگان فعال مردم هرمزگان در مجلس شوراي اسلامي در نشست «نهضت مطالبه گري» در دانشگاه هرمزگان در مورخه ۹۶/۱۲/۷ اظهار داشته است اگر در سال نتوانيم يک ميليون شغل ايجاد کنيم، بستر نارضايتي ايجاد مي‌شود. بايد گفت ظرفيت‌هاي موجود در حوزه نفت، گاز، صنايع و بنادر که در استان هرمزگان است وجود دارد، به شکل يک جا و با هم در هيچ نقطه کشور وجود ندارد همه اين مستندات فوق که بيان شد حکايت از تصميم جدي مسؤولان استان و نمايندگان بر نقش مهم صنايع موجود در استان هرمزگان و خصوصا بندرعباس در ايجاد اشتغال و يا کاهش بيکاران با اولويت جذب نيروهاي بومي و ماندگار در استان را دارد؛ از سوي ديگر طبق مستندات موجود نرخ بيکاري در ۴ شهر هرمزگان بالاتر از ميانگين کشور است.

مديرکل تعاون و کار و رفاه اجتماعي استان هرمزگان نيز در جلسه مورخه ۹۶/۷/۸ اظهار نموده است که ۱۷ هزار فارغ التحصيل دانشگاهي در استان هرمزگان بيکار هستند، با توجه به اهميت و تاکيد بر اولويت نيروهاي بومي و بيکاري اين تعداد نيروي تحصيل کرده در استان، عدم ذکر اولويت استخدامي براي نيروهاي بومي در آگهي استخدام  شرکت نفتي در بندرعباس که در جرايد منتشر شده است که بر خلاف تآکيدات مسؤولان و نمايندگان مردم اين شرکت هيچ اولويتي براي نيروهاي بومي جهت استخدام در نظر نگرفته است جاي تعجب دارد!!

نخبگان و متخصصان بومي هر منطقه از منظر استراتژيک با ارزشترين سرمايه‌هاي انساني آن منطقه محسوب مي‌گردد؛ سوالي که به ذهن متبادر مي‌شود، اين است که چرا اين شرکت، نگراني مردم منطقه و مسؤولان را ناديده گرفته است و آيا به زعم و انديشه هيأت مديره شرکت اصلا نيروي متخصص رشته‌هاي مورد نظر در استان هرمزگان وجود ندارد که البته چنين انديشه‌اي باطل است.

شخصا” يک دارنده مدرک کارشناسي مهندسي نفت را مي‌شناسم که در عينک‌فروشي مشغول بکار است وقتي علت عدم استخدام در شرکت نفت و شرکت‌هاي مشابه را جويا شدم گفتند بقول عاميانه  پارتي ندارم؛ آيا براستي براي جذب نيروهاي تحصيلکرده بومي در استان بايد پارتي داشت باشند؟! يا حق آنان است يا براي کاهش رتبه بيکاري استان ضروري است.

سوالي که وجود دارد اين است که چه نهادي يا ارگاني مي‌تواند راستي آزمايي نمايد که کدام شرکت يا کدام صنايع بيشترين جذب نيروي بومي را داشته است و اينکه بطور واقعي آيا نيروي بومي استخدام شده است يا فقط در حد شعار وحرف است.

به قول يکي از کانديداهاي رياست جمهوري «کار به عمل برآيد به سخنراني نيست».  صرف‌نظر از اين  نوع اظهارات روشن نيست که در آگهي استخدام اين شرکت، چرا اولويتي براي نيروهاي بومي در نظر نگرفته شده است؟! اميدوارم که مسؤولين اين شرکت پاسخ در خور توجهي براي اين امر مهم داشته باشند، که چرا جذب افراد بومي براي آنان هيچ اولويتي ندارد!

۲- جايگاه بانوان در فرايند جذب نيرو

در دو آگهي استخدام شرکت هاي نفتي در بندرعباس فقط براي مردان اجازه استخدام داده شده است ولي هيچ فرصت شغلي و امکان شغلي براي بانوان محترم و تحصيلکرده فراهم نشده است، اين بي‌توجهي به بانوان  تحصيلکرده يا ناشي از عدم اعتقاد به توانايي بانوان است و يا اينکه نيروي تحصيل کرده بومي زن در اين رشته‌ها در استان وجود ندارد که قضاوتي عجولانه است و يا اينکه محيط کار براي بانوان نامناسب تشخيص داده شده است و يا اينکه به لحاظ وضعيت خاص بانوان از حيث بارداري و استفاده از مرخصي‌هاي قانوني زايمان و غيره، نيروي کارآمد و مفيد براي اين شرکت‌هاي نفتي محسوب نمي‌گردد.

اين در حالي است که قانون اساسي ايران در اصل ۲۸ حق اشتغال را براي (هر کس) اعم از زن و مرد و متاهل و غيرمتآهل را به رسميت شناخته است و هيچ کس نمي‌تواند بانوان  محترم از حرفه و يا شغلي بازدارد.

مي‌توان گفت که برابري جنسيتي هنوز يکي از مسائلي است که در جامعه ايراني جايگاه خود را نيافته است. اين درحالي است که برخي از بانوان نقش‌هاي کليدي در برخي سمت‌هاي مهم دولتي بر عهده دارند و به خوبي از عهده وظايف خود برمي‌آيند و از توانايي بالايي هم  نسبت به  برخي مردان برخوردارند.

طبق اصل ۲۱ قانون اساسي نيز دولت موظف است حقوق زنان را در تمام جهات با رعايت موازين اسلامي تضمين نمايد؛ حق اشتغال زنان يکي از مصاديق حقوق اساسي زنان محسوب مي‌گردد و دولت موظف است اين حق را براي زنان تضمين و زمينه آن را فراهم کند. از شرکت‌هاي دولتي انتظار بيشتري مي‌رود که در راستاي انجام وظايف دولت نقش محوري بازي نمايند.

سوق دادن و هدايت نمودن مردسالارانه زنان به برخي مشاغل خاص به نوعي مانع تراشي در راه دسترسي به حق مسلم اشتغال مورد نظر خودشان مي باشد؛ نه در قانون اساسي و نه در قوانين عادي هيچ گونه مانع و محدوديتي در سر راه اشتغال بانوان وجود ندارد.

۳-نهادهاي ناظر در خصوص راستي آزمايي جذب نيروهاي بومي در صنايع استان همانطوري‌که در بند يک اشاره شد تأکيد فراواني بر اولويت بخشي بر جذب نيروهاي بومي در صنايع استان شده است.

اينکه جناب استاندار و معاون محترم ايشان و نمايندگان مردم تکرار مي‌کنند اولويت استخدام با نيروهاي بومي است، آيا واقعا مي‌توان آمار شفاف و صحيحي در طول سال ۹۶ و يا ۹۷ ارائه داد که صنايع و شرکت‌هاي مهم چه تعداد نيروي بومي طبق تعريف خودشان استخدام نموده‌اند.

طبق اظهارات مديرکل کار و تعاون و رفاه اجتماعي استان هرمزگان هيچ آماري از جذب نيروهاي صنايع استان نداريم، البته اين اظهارات به سال  ۱۳۹۵ بر مي‌گردد اما از آن سال تاکنون آيا اداره کل تعاون و رفاه اجتماعي قادربه ارائه  آمار صحيح نيروهاي جذب شده در همين ۲ الي ۳ سال اخير در صنايع استان مي‌باشد؟

بغير از اداره کل تعاون و رفاه اجتماعي استان هرمزکان، چه نهادها و سازمان‌هاي ديگري مي‌تواند در زمينه استخدامات صنايع تحقيق و بررسي کند و بطور شفاف به مردم اعلام نمايد؟! براي جلوگيري از يک سري آسيب‌هاي اجتماعي لازم است برخي سازمان‌ها از جمله سازمان بازرسي در اين زمينه ورود نمايند.

اگر حقوق اساسي مردم منطقه ناديده گرفته مي‌شود يا مورد بي‌مهري قرار گرفته مي‌شود و در حد شعار و حرف باقي مي‌ماند بايد اقدامات بايسته صورت گيرد؛ طبق قانون آزادي دسترسي به اطلاعات عمومي، شرکت‌ها و نهادهاي دولتي مکلف به پاسخگويي حتي به مردم هستند تا چه برسد به نهادهاي ناظر و داراي تکليف قانوني؛ روزنامه‌ها و نشريات محلي استان که يکي از ارکان زبان گوياي مردم هستند نيز نقش بسيار مهم و برجسته‌اي در شفاف سازي و کسب اطلاعات و اطلاع رساني در اين خصوص به مردم را دارند. انتظار مي‌رود نشريات در اين خصوص اقدامات و تلاش‌هاي بيشتري در راستاي راستي آزمايي شرکت‌هاي دولتي جهت استخدام نيروهاي بومي انجام دهند.

امروزه نيروي تحصيلکرده و متخصص و شايسته در استان فراوان است هيچ بهانه‌اي هم براي عدم استخدام آنان وجود ندارد به قول معروف «چراغي که به خانه رواست به مسجد حرام است» به عبارتي وقتي نيروي تحصيلکرده بومي و ماندگار در استان به اندازه کافي وجود دارد چه لزومي دارد که از ساير استان‌هاي همجوار و برخوردار از حيث علمي، نيرو جذب شود سوالي که به ذهن مي‌رسد اين است که شاخصه اصلي اولويت دهي جهت نيروهاي بومي چيست؟

علاوه بر مشخصه اصلي احراز بومي بودن، چه امتياز ديگري يک فرد بومي در قبال يک تحصيلکرده غيربومي از شهرهاي برخوردار از امکانات آموزشي و علمي فراوان، دارد ؟ فرض کنيد يک فرد بومي که با سختي و مشقت فراوان در دانشگاه هرمزگان يا ساير دانشگاه‌هاي استان تحصيل نموده است با فردي که در دانشگاه تهران و يا ساير دانشگاه‌هاي برتر کشور درس خوانده است از حيث علمي در آزمون کتبي برابر نباشند آيا فرد بومي به غير از شاخصه بومي بودن امتياز ديگري هم دارد؟

درست به مانند خانواده محترم جانبازان و ايثارگران که در استخدامات درصدي به عنوان اولويت در نظر گرفته مي‌شود آيا نمي‌توان چنين امتيازي براي افراد بومي تعريف گردد؟ به هر روي صرف اينکه ذکر شود اولويت استخدام با افراد بومي است وليکن در مصاحبه‌ها به طور سليقه‌اي اگر رفتار شود و افراد بومي را به بهانه‌هاي واهي کنار گذارند و بطور سفارشي نيروي غيربومي را جايگزين نمايند، چگونه مي‌توان اين عمل و رفتار را ارزيابي نمود؟ چه نهادي مي‌تواند در اين خصوص راستي آزمايي انجام دهد؟

مطالبي که ذکر شد در حقيقت دغدغه يک فرد بومي در قبال ساير همشهريانش است. صد البته که هيج حساسيت خاصي نسبت به نيروهاي غيربومي نداريم کما اينکه افراد غير بومي شايسته‌اي در همين استان وجود دارند که منشاء کارهاي مهم و درخور توجه بوده‌اند.

شخص استاندار هم يک فرد غيربومي مي‌باشد وليکن در زمان حضور ايشان واقعا خردمندانه رفتار نموده است و حداقل حسن نيت خود را جهت بکارگيري نيروهاي بومي متخصص و ماندگار را به وضوح نشان داده است.

از نمايندگان محترم مردم در مجلس شوراي اسلامي انتظار مي‌رود در راستاي احقاق حق مردم منطقه خصوصا” در حوزه استخدامي شرکت‌هاي دولتي و خصولتي بطور عملياتي رفتار نمايند و پاسخ شفافي به مردم ارائه دهند.

 

یادداشت و تحلیل

امید دوباره

منتشر شده

روی

دولت‌ها و مسئولان مختلفی آمدند و رفتند ولی بندرعباسی ها همچنان منتظر وعده ای هستند که با سلامت شان پیوند دارد . وعده ای که مشکلاتش انگار چونان زنجیره بهم متصل هستند .ترمیم شبکه فاضلاب در صورتی محقق می شود که بافت فرسوده احیا گردد ، احیای بافت فرسوده منوط به تامین مسکن ساکنان این مناطق است .پساب آلوده صنایع معطل تصفیه‌خانه و تصفیه‌خانه چشم‌به‌راه بازسازی از سوی شرکت توسعه زیرساخت خلیج‌فارس می باشد . در واقع دهه هاست که مردم شهر بندرعباس از معضل بزرگی بنام فاضلاب رنج می برند . فعالان محیط زیستی و رسانه ها نیز به کرات روی این موضوع حساسیت هایی را نشان داده اند ،هشدار مدیرکل محیط زیست استان مبنی بر ورود فوری و حل مشکل فاضلاب ، ورود دستگاه قضایی ، و توجه ویژه استاندار به این مسئله موجب شد تا دغدغه مهم مردم به طور جدی مورد توجه واقع شود .و ماحصل نشست های مکرر و تعامل همه دستگاهها این شد که شرکت زیر ساخت متشکل از شرکت فولاد هرمزگان جنوب، گروه سرمایه گذاری ارزش (مادکوش)، ایمیدرو، صبافولاد خلیج فارس، شرکت ملی صنایع مس ایران، پالایشگاه نفت بندرعباس،منطقه ویژه خلیج فارس، شرکت ملی فولاد ایران و ستاره سیمین هرمز به عنوان سهامداران شرکت پای کار بیایند . ناگفته نماند که در سال ۱۳۹۴شرکت آبفا پیمانکار پروژه را معرفی نمود و مقرر شده بود که تا پایان سال ۱۳۹۶این طرح به بهره برداری برسد حتی دو سال دیگر هم فرصت داده شد اما در نهایت پیمانکار خلع ید شد به گفته مدیرعامل آبفای استان با انتقال قرارداد سرمایه گذاری شرکت «ژرف کار جم» به شرکت جدید، طرح ارتقا و بازسازی تصفیه خانه فاضلاب بندرعباس، تصفیه و بازچرخانی پساب و اجرای خط انتقال پساب جهت استفاده مجدد در صنایع غرب توسط سهامداران شرکت زیر ساخت اجرا می‌شود. و شرکت زیر ساخت با جدیت درپی سامان بخشیدن به مسئله مهمی است که دیگر ادامه آن قابل تحمل نیست .

فاضلاب شهر بندرعباس که از چندین نقطه از جمله «خور (آبراه) گورسوزان»، «شیلات»، «سورو»، «سنگ کن»، «دوهزار» و «کپشکن»و نقاط دیگر شهر (حدود ۴۰نقطه) سرازیر دریا می‌شود؛ می تواندتهدید کننده جدی سلامت مردم ، نابود کننده محیط زیست دریایی ، و تبدیل کننده سواحل بندرعباس به آلوده ترین سواحل جهان باشد .درحالیکه همین امروز هم کدری آب دریا ، رشدفزاینده جلبکی ، سخنان چندی قبل مدیر عامل آب فاضلاب هرمزگان مبنی بر عدم تحقق این طرح در موعد مقرر نگرانی های جدی را دوباره ایجاد نمود اما خبرهای خوش استاندار هرمزگان در بازدید روزهای پایانی تیرماه از روند فعالیت ها دوباره امید را در دل مردم و علاقه مندان محیط زیست ایجاد کرد. فریدون همتی معتقد است کیفیت پساب ورودی به دریا از ۳۵۶به ۱۷۰رسیده، نخستین هدف ما حل معضل ورود پساب دریا به منطقه شهری است که قرار است در یک پروسه شش ماهه تمام شود و سپس انتقال آن به سمت صنایع غرب بندرعباس و منطقه ویژه اقتصادی در دستور کار قرارگیرد . او با انتقاد از عملکرد آبفا افزود : آب و فاضلاب نه خود توانایی اجرا داشت و نه سرمایه گذاری که انتخاب کرده بود و اگر به همان منوال پیش می رفتیم حداقل چهار یا پنج سال دیگر درگیر همان مسئله بود و وزارت نیرو هم چنین منابع مالی و امکانات برای اجرای این پروژه نداشت؛ بنابراین می‌توانستیم این پروژه را انجام ندهیم و مردم همچنان در عذاب باشند اما این کار به لطف خدا در مسیر درستی قرار گرفته است. در مجموع با اجرای طرح، یک تهدید شهری و محیط زیستی به یک فرصت بسیار خوب و تاثیرگذار در تمام ابعاد آن تبدیل می شود که امیدواریم با دعای خیر مردم هر چه زودتر بتوانیم این کار را به پایان برسانیم.

در واقع طرح تصفیه و انتقال پساب فاضلاب بندرعباس جهت استفاده در صنایع می تواند به عنوان ماندگارترین فعالیت اقتصادی و البته اجتماعی در استان به ویژه بندرعباس باشد . به این ترتیب امیدواریم در شش ماه آینده شاهد پایان ورود ۷۰۰لیتر فاضلاب در ثانیه به دریا باشیم و با انتقال آن به صنایع از هدر رفت منابع آبی جلوگیری شود .

ادامه ی خواندن

اجتماعی

رانندگان اتوبوس و تاکسی، قربانیان یک بام و دوهوای مسئولین درمانی

منتشر شده

روی

یادداشت؛یعقوب دبیری نژاد:در حالی که تزریق واکسن کرونا به اقشار مختلف جامعه در حال فراگیر شدن است، رانندگان بخش حمل و نقل عمومی بعنوان یکی از پرخطر ترین شغل های در معرض قرارگیری ویروس کرونا همچنان مظلومانه در آتش کرونا در حال سوختن ایستاده اند.

صبح امروز خبرگزاری ها از قول کیانوش جهانپور سخنگوی سازمان غذا ودارو بلاخره خبر باز شدن سامانه ثبت نام واکسن برای رانندگان اتوبوس و تاکسی شهری را منتشر نمودند و نور امید را در جان بی رمق رانندگان زنده نمودند، اما ظاهرا این قشر که از اولین روزهای شیوع کرونا ، علاوه بر معیشت و درآمد که سلامت و جان خودشان را نیز از دست دادند حالا باید در یک بام و دو هوای شو آف های تبلیغاتی مسئولین بهداشتی دست و پا بزنند. چرا که علی رغم انتشار خبر تزریق واکسن به رانندگان، در سامانه خبری از این امر نیست و کسی هم قصد ندارد تکلیف این قشر مظلوم را مشخص نمایند.

روابط عمومی دانشگاه علوم پزشکی هرمزگان نیز که این روزها سنگین ترین فعالیتش اعلام آمار کشته شدگان کرونا است، کمافی السابق پاسخگو نیست.

ظاهراً مسئولین بهداشتی فراموش کرده اند که در پی تدبیر آنها، افراد مبتلا به کرونا باید یا در قرنطینه بمانند و یا خودشان در به در به دنبال دارو ،کپسول اکسیژن و ویزیت پزشک و . . . بروند. فقط اگر یک درصد از این ترددها با ناوگان حمل و نقل عمومی انجام شود میزان آسیب پذیری رانندگان تاکسی و اتوبوس مشخص خواهد شد.

مدیران فعلی بهداشت و درمان کشور که میراث دولت تدبیر و امید هستند، برای جا خوش کردن در قلب دولت جدید بهتر است به جای انتشار اخبار کذب، ضمن عذرخواهی از تاخیر در تزریق واکسن رانندگان بخش حمل و نقل عمومی هرچه سریعتر نسبت به این مهم اقدام نمایند تا در این آخرین روزهای تکیه بر مسند ریاست، شاید مشمول حلالیت اقشار آسیب دیده از بی تدبیری ها گردند./ دریا

ادامه ی خواندن

یادداشت و تحلیل

لزوم تغییر سبک زندگی پس از ابتلا به کووید شدید

منتشر شده

روی

موسی جاودان، رییس مرکز بهداشت، درمان و مشاوره دانشگاه هرمزگان؛ یکی از مهمترین دلایل راز بقا بشر در کره زمین انطباق با شرایط پیش رو و پذیرش سبک جدیدزندگی در تمام دورها و اعصار زندگی بشر در طول تاریخ بوده است.  بشر به کمک نیروی اندیشه و یادگیری، زندگی خود در طول تاریخ برای پیشرفت های بعدی پیش برده است. برای مثال، هنگامی که احساس کرد در خطر شکار شدن توسط موجودات درنده هست، جایی را انتخاب ­کرد که از گزند حیوانات درنده در امان بماند. اما از طرف دیگر، حوادث طبیعی از جمله طوفان، باران­های سیل­آسا، رعد و برق و تغییرات ناگهانی آب و هوایی موجب آسیب رسانی به شیوه زندگی جنگل نشینی انسان نخستین می­شد و بسیاری از آنان بر اثر این حوادث جان خود را از دست می­دادند­. مشاهده صحنه های این حوادث باز هم او را به این فکر فرو برد تا چاره­ای برای حل مسأله بیابد.

پس از یک تجربه­ ی طولانی از زندگی جنگل نشینی به این نتیجه رسید که می­ باید برای حفظ جان خود، به کوه­ ها و سپس به غارها پناه ببرد.بتدریج و در گذر زمان، شیوه زندگی انسان رو به تغییر و تحول نهاد و از جنگل­ نشینی به غارنشینی سوق پیدا ­کرد. سبک غارنشینی تأثیر زیادی بر شیوه زندگی، رفتاری و ارتباطی او با همنوعان و طبیعت داشت. انسان از شرایط انتخابی خود خوشحال بود، زیرا از شر حیوانات درنده، رعد و برق، صاعقه و طوفان تا حدودی در امان می­ماند. غارنشینی به او کمک کرد از بلاها و مصبیت­ های بسیاری دور باشد تا بتواند با تمرکز بیشتری فکرکند و دوره جدیدی از تکامل را برای خود به ارمغان آورد به طوری که شیوه تغذیه و نوع زندگی­اش را تغییر داد. از فرصت­های پیش آمده در غار برای اندیشیدن، چگونگی سازگاری با شرایط جدید، تلاش و تفکر برای ساختن ابزار و سلاحی برای شکار و دفاع بهتر از خود و ترسیم نقش راه آینده خود استفاده کرد.

به عنوان مثال، انسان پی برد که ایامی از سال میوه ­ها و سایر خوردنی­ ها فراوان است و در فصل­ های دیگری کمیاب می­ شوند. لذا، با ذخیره آن­ها توانست به خود و خانواده کمک مؤثری بنماید و زندگی بهتری داشته باشند. غارنشینی سبک زندگی او را تا حدودی تغییر داد؛ به طوری شیوه تغذیه او به علت دور شدن از جنگل از گیاه­ خواری به گوشت­ خواری تبدیل شد که برای موفقیت در این امر می باید از برآیند هوش، تجربه و یادگیری خود بدرستی بهره لازم را ببرد.

می توان گفت بشر در طول تاریخ با بلاها، بیماری­ها، جنگ ها، حوادث طبیعی، ویروس­ها و آسیب­های فراوانی روبرو بوده است که پس از رهایی از آن می باید سبک و شیوه جدیدی از زندگی را انتخاب کند و بتدریج با آن سازگار شود. در غیر این صورت ممکن است انسان اسیر گرفتاری­های فکری، اختلالات روانی، ذهنی و شخصیتی گردد که مدتی بعد رهایی از آن ممکن است امکان پذیر نباشد و تا پایان عمر گریبانگیر او باشد. در شرایط تاریخی، فرهنگی-اجتماعی و اقتصادی فعلی بسیاری از مردم با مشکلات اقتصادی، فقر، بیکاری، تورم و احساس نگرانی حاصل از این شرایط دسته و پنجه نرم می کردند که ناگهان کووید ۱۹ از راه رسید تا بار فضای اضطراب و فشار روانی را دو چندان کند. هر چند اکثریت قریب به اتفاق مردم منشورها بهداشتی را رعایت می کنند ولی علی رغم حفاظت و مراقبت از خود ناگهان متوجه می شوند که آلوده به نوع ویروس خطرناک شده اند. این شوک ناگهانی در برابر ویروس خطرناک فشار روانی و ذهنی زیادی را بر آن ها تحمیل می کند. در این میان درصدی از مردم به علت شدت بیماری روزهای سخت و پر تنشی را تجربه می کنند. این دسته از مبتلا شدگان پس از رهایی از  بیماری ممکن است اثرات حاصل از فشارها و اضطراب ابتلا به این بیماری روزها، ماه ها و حتی سال ها باقی بماند و زندگی آن ها را تحت تأثیر خودش قرار دهد. یکی از مهمترین راهکارهای لازم پس از ترخیص از بیمارستان و تخفیف بیماری پذیرش سبک زندگی جدید پس از رهایی از چنگال این ویروس پر خطر است. برای مثال ورزشکار حرفه ای، مدیر یک سازمان و شرکت، یک تاجر، کشاورز، کاسب و کارگری که قبل از ابتلا به این بیماری بسیار فعال، اجتماعی سرزنده، پایبند به نظم و برنامه ریزی بوده اند ممکن است به علت شدت این بیماری مجبور باشند مدتی کوتاه یا بلندی از کلیه فعالیت های قبلی خود دست بکشند و فقط به فکر احیای سلامتی خود باشند که پذیرش این شیوه زندگی با سبک قبلی کاملا با هم متفاوت هستند. راکد ماندگی و منع از فعالیت هایی قبلی حتی کوتاه مدت ممکن است باعث احساس کسالت، نگرانی، یأس و دلهره را به دنبال داشته باشد. لذا برای کاهش بار روانی وضعیت موجود بهتر است از گفتن و انجام این اعمال و نگرش ها به شدت پرهیز کنیم:

باخود نگوییم از زندگی عقب افتادم،

برنامه هایم به هم ریخت

دیگر جبران آن امکان ندارد

وام هایم عقب افتاده است

نزدیک بود بمیرم

شانس آوردم

از اهدافم باز ماندم

چقدر بدشانسم و آخه چرا من

در عوض  به انجام این رفتارها بپردازیم:

۱-به توصیه های پزشک معالج توجه کنیم

۲-امیدوارباشیم که بتدریج حالمان بهتر خواهد شد و دوباره به روال عادی زندگی باز می گردیم

۳- اطرافیان نباید بگویند حالت خیلی بحرانی بود، هنوز عمر داشتی. نباید راجع به آن روزهای سخت بیمار چندان صحبتی بشود

۳- آب و مایعات فراوان بنوشیم.

۴-حد اقل در روز یک بار دم نوش­های گیاهی آرامبخش مانند لیموگرس و دارای خواص آنتی بیوتیک مانند آویشن  بنوشیم

۵-به موسیقی بی کلام گوش دهیم

۶- اگر فردی مذهبی هستیم بخشی از وقتمان به امور مذهبی اختصاص دهیم

۷-فایل کتاب های صوتی مورد علاقه مان و فایل صوتی کتاب های انرژی بخش و امید دهنده مانند قدرت تفکر: ژوزف مورفی، معجزه شکر گزاری: راندا برن  و.. را گوش کنیم

۸-بخش از وقت خود را به دیدن برنامه های طنز، مستند، علمی و مورد علاقه شغلی و علمی خود اختصاص دهیم

۹- زمان خود را تا رهاشدگی از بیماری باید مدیریت و برنامه ریزی نمائیم؛ چرا که ممکن است عدم مدیریت زمان فراغت باعث افزایش اضطراب و فشارهای روانی را به دنبال داشته باشد. افزایش فشارهای روانی موجب تضعیف سیستم ایمنی دفاعی بدنی می شود.

۱۰- سعی کنیم به جای شیرینی و چربی بیشتر از میوه و سبزی استفاده کنیم. استفاده زیاد از چربی و شیرینی به خاطر کم تحرکی موجب اندوخته شدن این مواد در کبد می شود و به علت ذخیره بیش از حد این مواد به کبد آسیب می رسد. در مقابل میوه ها و سیزیجات باعث کمک به تجزیه این مواد و کاهش بار کبد می گردد.

۱۱-اگر احساس می کنیم تا این جای زندگی مبتلا به عادت بدی بوده ایم، مثلا زود عصبانی می شویم سعی کنیم  در این فرصت از طریق کسب اطلاعات و راهنمایی درست به اصلاح رفتار خود بپردازیم. برای مثال، پیوسته به خود تلقین کنیم که ما فردی آرام هستیم تا بتدریج ویژگی جدید جایگزین رفتار گذشته گردد.

 

خواهان سعادتمندی و سلامتی شما

ادامه ی خواندن
آگهی
آگهی

پر بازدیدها